اثر شگفت‌انگیز قانون تجسم

اثر شگفت‌انگیز قانون تجسم

یادداشتی از رندی گیج، کارآفرین سریالی

 

 

کامیابی، مثل دیگر شکل‌های موفقیت، اول از همه در ذهن ساخته می‌شود. وقتی چیزها را در ذهن خودآگاه‎تان تجسم می‌کنید، درواقع در حال برنامه‌دهی به ذهن ناخودآگاه‌تان برای آشکارساختن و محقق‌کردن آن‌ها در دنیای فیزیکی هستید.

من باور عمیقی دارم به تاکید، کارت‌های اهداف، جملات مثبت در تقویم روزانه‌تان، نوشتن سناریوی بهترین روزتان یا حتی یادداشت‌های کوچکی که با جملات تاکیدی و مثبت پر شده‌اند و چسباندن آن‌ها روی آینه، یخچال یا فرمان ماشین. وقتی این یادآوری‌ها را می‌بینید، به چیزهایی که سعی در ظاهرکردن‌شان در زندگی‌تان دارید، فکر می‌کنید و آن احساس، افکار را به ذهن ناخودآگاه‌تان متصل می‌کند.

هرچقدر احساس بیش‌تری را درگیر کنید، تصویر آن‌چه که می‌خواهید، واضح‌تر در ذهن‌تان نقش می‌بندد و هرچقدر که آن تصویر برای‌تان واضح‌تر باشد، زودتر آن را در دنیای واقعی آشکار می‌کنید. (یادتان بیاید آن‌چه را که در فصل یکم درباره‌ی این گفتم ‌که چگونه احساسات به موثربودن الگوها کمک می‌کنند.)

 

  • نقشه‌ی ظهور کامیابی...

قبلا به نقشه‌ی ظهور کامیابی اشاره کردم. این‌ها ابزار بسیار جالب و قدرتمندی برای ساختن کامیابی‌تان هستند. در این‌جا اطلاعات مختصری را در این باره برای‌تان توضیح می‌دهم که چگونه از آن استفاده کنید.

نقشه‌ی ظاهرسازی‌تان را با عکس‌ها، گرافیک‌ها و تاکیدی از چیزهایی پر کنید که می‌خواهید در زندگی‌تان آشکار سازید. من دوست دارم نقشه‌ی خودم را به بخش‌های مختلفی از قبیل کار، معنویت، روابط و... تقسیم کنم. بعد، در هر کدام از بخش‌ها عکس‌هایی را در نقشه‌تان قرار دهید که بیانگر چیزهایی باشد که می‌خواهید انجام دهید، داشته باشید یا به آن تبدیل شوید. بنابراین، چندهفته قبل از شروع درست‌کردن نقشه‌تان، اقدام به جمع‌آوری مجله، بروشور و دیگر چیزهای کاربردی در رابطه با موضوع‌هایی کنید که به آن‌ها علاقه‌مند هستید.

فکر کنید که می‌خواهید گیتارزدن را یاد بگیرید. شما عکسی از گیتار، احتمالا از یکی از مجله‌های موسیقی را روی نقشه‌تان قرار می‌دهید. ولی این عکس نباید عکسی از هر گیتاری باشد. شما باید دقیقا عکس همان مدل گیتاری را که می‌خواهید، بگذارید.

بیایید بگوییم هدف شما نزدیکی بیش‌تر با خداوند است. می‌توانید یک سمبل مذهبی، یک تاکید مذهبی یا یک آیه یا نوشته‌ای مذهبی را روی نقشه‌تان قرار دهید.

شاید می‌خواهید نویسنده‌ی یک کتاب پرفروش باشید. می‌توانید لیست کتاب‌های پرفروش نیویورک‌تایمز را ببُرید و روی قسمتی را که کتاب شماره‌ی یک نوشته شده است، لاک سفید بگیرید و به جای آن نام کتاب خودتان را بنویسید. یا می‌توانید اسم‌تان را در لیست بزرگ‌ترین شرکت‌های تولیدی قرار دهید، یا در لیست برنده‌های جوایز اسکار یا ثروتمندترین آدم‌های مجله‌ی فوربس یا در چیزهای دیگر بنویسید.

هیچ قانونی برای آن‌چه که روی نقشه‎تان قرار می‌دهید، وجود ندارد، به جز این‌که آن تصویر باید برای‎تان مفهومی داشته باشد. مهم نیست که دیگران آن را درک نکنند. آن‌ها احتیاجی به این کار ندارند. ولی شما باید بدانید که این عکس‌ها هر بار که نگاه‌شان می‌کنید، چه معنایی برای‌تان دارد.

وقتی من هنوز مشکلات مالی داشتم، تبلیغی برای یک ماشین دوج وایپر دیدم. جذب زیبایی این ماشین شده بودم و می‌دانستم باید یکی از آن‌ها را داشته باشم. تقریبا یک‌سال بعد، راجع به نقشه‌ی ظهور کامیابی اطلاعاتی به دست آوردم و اولین نقشه‌ام را ساختم. می‌دانستم که یک وایپر قرمز می‌خواهم. با این وجود تنها عکسی که توانستم پیدا کنم، یک وایپر مشکی بود. بنابراین با این‌که یک وایپر قرمز می‌خواستم، از همان تصویر مشکی‌اش استفاده کردم.

چندماه بعد، وقتی درحال مذاکره برای یک قرارداد مشاوره بودم، در قرارداد، ماده‌ای اضافه کردم که وقتی فروش ماهانه‌شان به دو میلیون دلار رسید، باید برایم یک وایپر بخرند. و بعد، یک سناریوی جالب اتفاق افتاد.

حتی قبل از آن‌که فروش شرکت به آن سطحی که در قرارداد نوشته بودیم، برسد، رییس شرکت با من تماس گرفت. او به اندازه‌ای از پیشرفت سریعی که در شرکت داشتیم، خوشحال شده بود که می‌خواست برایم ماشین وایپر را زودتر از موعد بخرد. او دوستی داشت که یکی از بزرگ‌ترین نماینده‌های فروش وایپر در دنیا بود و می‌توانست یک ماشین خوب با شرایط عالی پیدا کند.

به نظر می‌رسید که صاحب یکی از کازینوهای لاس‌وگاس درحال جداشدن از همسرش بود و به مقداری پول نقد احتیاج پیدا کرده بود. او یک وایپر با لوازم جانبی خاص و رینگ‌های منحصربه فرد داشت که خود کمپانی که نمونه‌ی اصلی وایپر را برای دوج طراحی می‌کند، در بدنه‌اش تغییرات خاصی داده بود. این وایپر یک مدل خاص و منحصربه فرد در دنیا بود.

فقط یک مشکل وجود داشت: رنگش مشکی بود. به همین خاطر می‌خواست بداند آیا من از گرفتن این وایپر خاص و منحصر به فرد راضی هستم یا همچنان یک وایپر قرمز می‌خواهم؟ گیج شده بودم و از او خواستم به من فرصتی برای فکرکردن بدهد.

برای دوچرخه‌سواری رفته بودم. کمی از شروع مسیرم نگذشته بود که دوتا وایپر پارک‌شده مقابل یک رستوران دیدم؛ یکی قرمز و دیگری مشکی. تصادفی‌ست، نه؟ از دوچرخه‌ام پیاده شدم و چرخی در اطراف‌‎شان زدم. از زوایای مختلف بررسی‎شان کردم. و تصمیم گرفتم وایپر مشکی را انتخاب کنم.

از آن زمان به بعد من چهار وایپر داشته‌ام و هنوز هم همان وایپر مشکی محبوب‌ترینم است. وقتی به کل این تجربه نگاه می‌کنم، مطمئن هستم دلیل این‌که وایپر مشکی داشتم به خاطر تصویری بود که روی نقشه‌ی آشکارسازی کامیابی‌ام گذاشته بودم.

فقط در مدت دو سال، تمام چیزهایی را که روی نقشه‌ام قرار داده بودم، ظاهر کردم؛ و من تقریبا چندتا هدف گستاخانه و جسورانه هم داشتم. برای همین می‌توانم واقعا تشویق‌تان کنم که نقشه‌ی خودتان را بسازید. آن را در جایی بگذارید که آدم‌های دیگر نبینند (بنابراین افراد منفی نمی‌توانند آن را به تمسخر بگیرند.) ولی خودتان بتوانید هرروز آن را ببینید. فقط گذرکردن از کنارش و با گوشه‎ی چشم نگاهی به آن کردن، تاثیر بسیار قوی و مثبتی روی شما خواهد داشت.

دیدن روزانه‌ی این تصاویر به تدریج آن‌ها را وارد ذهن ناخودآگاه‌تان می‌کند. این کار در شما علاقه‌ای به وجود می‌آورد برای انجام کارهایی مداوم برای تبدیل‌کردن رویاهای‌تان به واقعیت. اول از همه کامیابی‌تان را در ذهن‌تان تجسم کنید. بعد، آن را در دنیای خاکی آشکار و محقق کنید.