جذب سرمایه 8 میلیون دلاری

جذب سرمایه 8 میلیون دلاری

 

کارولین گاسن 30‌ساله بنیانگذار و مدیرعامل شرکت Levo است که در واقع شبکه‌ای دیجیتالی است که هدفش کمک‌کردن به کارآفرینان نسل هزاره برای ساخت و توسعه کسب‌وکارهایشان است. در این شبکه، توصیه‌ها، ابزارها و فرصت‌های مشاوره و شبکه‌سازی زیادی در اختیار کاربران قرار داده می‌شود.

گاسن شش سال پیش این شرکت را با الهام از تجربیات شخصی‌اش تاسیس کرده بود. با اینکه توانسته بود به عنوان مشاور در شرکت مک‌کینسی فعالیت کند، اما بعد از بررسی‌های فراوان متوجه شد که واقعا چه چیزی از زندگی می‌‌خواهد و چطور می‌تواند بیشترین تاثیر را بر زندگی خود و دیگران بگذارد.

گاسن می‌خواست در جایگاهی قرار بگیرد که به دیگران کمک کند. پس Levo را تاسیس کرد. این شرکت امروزه بیش از یک میلیون مشترک دارد و سالانه حدود 300 همایش و جلسه برگزار می‌‌کند. همچنین توانسته است بیش از هشت میلیون دلار سرمایه جذب کند.

در این مقاله سوالات جالبی از گاسن پرسیده شده است و پاسخ‌های او قطعا می‌تواند راهگشای شما در مسیر کارآفرینی باشد.

 

1- روزتان را چطور شروع می‌‌کنید؟

در یک ساعت ابتدایی هر روز به هیچ وجه سراغ گوشی تلفنم نمی‌‌روم. با همسرم وقت می‌‌گذرانیم و سعی می‌‌کنیم به طرف دنیای دیجیتال نرویم تا فرآیند بیداری‌مان به آرامی پیش برود. همچنین سعی می‌‌کنم به مدت سه تا پنج دقیقه به مدیتیشن بپردازم تا بتوانم با انرژی مضاعفی روزم را شروع کنم.

 

2- چطور روزتان را به پایان می‌‌برید؟

بعد از ساعت ده‌ونیم شب نیز از هیچ دستگاه دیجیتالی‌ای استفاده نمی‌‌کنیم. نهایتا تا ساعت 11ونیم بیدار می‌‌مانیم و بعد می‌خوابیم تا هفت الی هشت ساعت خواب مفید داشته باشیم.

من برنامه خاصی برای لحظات قبل از خواب دارم. فنجانی چای برمی‌دارم و خانه را غرق در سکوت می‌‌کنم. اگر آهنگی گذاشته باشیم، آن را نیز قطع می‌‌کنم. ضمنا ما هیچ‌وقت در آن ساعات قبل از خواب تلویزیون نمی‌‌بینیم.

 

3- چه کتابی ذهنتان را تغییر داده است و چرا؟

کتاب «آخرین سرمایه‌گذاری مطمئن» اثر برایان فرانکلین و مایکل السبرگ. این کتاب در مورد روش‌های خلق ارزش و ثروت واقعی صحبت می‌‌کند.

این کتاب بر اساس «رویای آمریکایی» نوشته شده است. در این کتاب گفته شده است که والدین شما تمام زندگی‌شان را به سختی کار کرده‌اند تا برای این لحظات رویایی بازنشستگی! پول جمع کنند و تازه از زندگی لذت ببرند. اما اگر این روش درست نباشد چه؟ اگر بهتر باشد که روی خودتان سرمایه‌گذاری کنید، چیزهای جدیدی یاد بگیرید و درآمدتان را افزایش دهید تا در همین لحظه از زندگی‌تان بیشتر لذت ببرید و منتظر دوران بازنشستگی نباشید، چه؟

 

4- کتابی که همیشه به دیگران پیشنهاد می‌‌کنید چیست؟ و چرا؟

«تغییردهندگان عادت: 81 مانترایی (ذکر) که بازی را به نفع شما می‌دهند و باعث پیروزی‌تان می‌شوند» که به وسیله ام.جی.رایان نوشته شده است. این کتاب به جای اینکه از مقدمه تا آخر کتاب به بیان نکات نظری بپردازد، داستان تعریف می‌‌کند. حکایاتی در مورد انسان‌های واقعی و چالش‌های واقعی‌ای که در زندگی تجربه کرده‌اند و مانتراهایی که برای غلبه بر مشکلاتشان به کار برده‌اند. داشتن این کتاب مانند این است که یک مربی شخصی استخدام کرده باشید!

 

5- چه استراتژی‌ای برای حفظ تمرکز خود دارید؟

من به طور کلی شخصیت متمرکزی دارم. فکر می‌‌کنم یکی از ویژگی‌های من این است که ذهنم را طوری تربیت کرده‌ام که تمام و کمال به چیزی بپردازد که در حال انجام‌دادنش هستم.

به نظر من مدیتیشن کمک زیادی به افزایش تمرکز می‌‌کند. یادم می‌آید که آن اوایل چقدر مدیتیشن برایم سخت بود؛ چون در ابتدای کار چیزهای زیادی به ذهن آدم خطور می‌‌کند. وقتی که می‌‌خواهید به مدیتیشن بپردازید، باید یاد بگیرید که اگر ذهنتان منحرف شد، باز هم بتوانید آن را به جای درست بازگردانید.

 

6- وقتی کودک بودید، دوست داشتید در بزرگسالی چه شغلی داشته باشید؟

می‌خواستم رئیس جمهور شوم! یا می‌خواستم هنرمند یا بازیگری فوق‌العاده شوم. می‌خواستم پزشک پزشکان بدون مرز شوم، فکر می‌‌کردم این کار خیلی شگفت‌انگیز خواهد بود. آنها قهرمانان من بودند.

 

7- از بدترین رئیسی که تابه‌حال داشته‌اید، چه چیزی یاد گرفته‌اید؟

در همان اوایل کارم بود که با این مشکل روبه‌رو شدم. در یک دفتر مشاوره کار می‌‌کردم که مدیریت آنجا برای هر پروژه تغییر می‌‌کرد. همیشه با روسای جدیدی سروکار داشتیم. کار ما این‌گونه بود که با یک رئیس، پروژه‌های هشت‌هفته‌ای برمی‌داشتیم و پس از پایان آن، پروژه هشت‌هفته‌ای دیگری را با رئیس دیگری آغاز می‌‌کردیم. با شخصیت‌های گوناگونی روبه‌رو شدم. اگر بخواهم یکی از آنها را به عنوان «بدترین رئیس» انتخاب کنم، باید رئیسی را نام ببرم که توضیح شفاف و مشخصی در مورد خواسته‌ها و توقعاتش به ما نمی‌‌داد. کارمندان واقعا نمی‌‌دانستند که باید از کجا شروع کنند و به کجا برسند. عدم شفافیت و عدم قدرشناسی بدترین ویژگی‌های یک رئیس است.

او همچنین به من می‌گفت که باید کمتر لبخند بزنم، چون یک زن جوان هستم؛ ضمنا حواسم را جمع کنم که تازه‌کار به نظر نرسم. اصلا او چطور رویش شد که این حرف‌ها را بزند؟! از این تجربه آموختم که باید به نظرات مردم گوش دهم و تشکر کنم اما لزوما انجامشان ندهم. خیلی اوقات مردم فقط ناامنی‌های درونی خودشان را به شما تحمیل می‌‌کنند.

 

8- چه کسی بیشتر از همه در زمینه کاری روی شما تاثیرگذار بوده است؟

پدر و مادرم. آنها کاملا با یکدیگر فرق دارند. پدرم فردی منظم، با رویکردی کاملا شفاف و مشخص است. شیوه مدیریت را از او یاد گرفتم. اما مادرم فرد خلاق و همدلی است. او به بهترین شکل ممکن می‌تواند احساسات دیگران را بخواند. او این هوش را به من منتقل کرده است و من واقعا از آن برای کارهای گروهی و کسب اهداف جمعی استفاده می‌‌کنم.

 

9- آیا تابه‌حال به سفری رفته‌اید که متحولتان کرده باشد؟

بله، برای اولین بار در سال 2013 به برنینگ‌من (جشنواره سالانه‌ای به نام «مرد سوزان» که به مدت یک هفته در بیابان «بلک راک» در ایالت نوادای آمریکا برگزار می‌‌شود) رفتم. از آن موقع به بعد هر سال به آنجا سفر می‌‌کنم، چرا که این سفر زندگی مرا کاملا تغییر داد. تجربه اجتماعی جالبی بود. جمعیت بسیار زیادی به خواست خود به آنجا آمده بودند. از دیدگاه مردم‌شناسی، این حقیقت که می‌توان اجتماعی بزرگ، مشتمل بر 75هزار نفر خلق کرد که بر اساس ارزش‌هایی خاص رفتار می‌‌کنند، بسیار جالب است. این جشنواره به شکلی اساسی و دائمی دیدگاه مرا نسبت به سیستم اجتماعی و اقتصادی تغییر داد (در این جشنواره همه چیز باید به صورت پایاپای خرید و فروش شود و استفاده از پول ممنوع است -مترجم). ما در جامعه‌ای زندگی می‌‌کنیم که مردم حتی همسایه‌هایشان را نیز نمی‌‌شناسند، به همین خاطر حضور در چنین گردهمایی‌هایی می‌تواند دیدگاه متفاوتی به انسان ببخشد.

 

10- چه چیزی الهام‌بخش شماست؟

همسویی. همیشه از اینکه این‌قدر با اهدافم همسو هستم، لذت می‌‌برم و انگیزه می‌‌گیرم. وقتی احساس می‌‌کنم که «بله! این دقیقا همان کاری است که باید انجام بدهم!»، حسابی خلاق می‌‌شوم. این موضوع در مورد اطرافیانم نیز صدق می‌‌کند. یعنی من از دیدن افرادی که خلاقیت زیادی دارند و اهدافشان را دنبال می‌‌کنند، الهام می‌گیرم.

 

11- اولین ایده کسب‌وکارتان چه بود و با آن چه کار کردید؟

زمانی که چهار یا پنج‌ساله بودم، پدر و مادرم مهمانی شامی برگزار ‌کردند و من با خودم فکر کردم که بهترین موقعیت ممکن برایم پیش آمده است تا چیزهایی را به دوستانشان بفروشم. من عاشق هنر بودم، مادرم هم سفالگر قابلی است، به همین خاطر همیشه دست‌آفریده‌های سفالی در خانه‌مان وجود داشت. چندتا از آنها را برداشتم، یواشکی به پذیرایی رفتم و از تک‌تک مهمان‌ها پرسیدم که آیا کارهای هنری پنج‌دلاری نمی‌‌خواهند؟! جالب است که چندنفری هم از من خرید کردند.

 

12- چه درس مهم و مفیدی از کارهای نیمه‌وقت دوران تحصیل گرفته‌اید؟

مادرم کارآفرین بود. زمانی که دبیرستانی بودم، تابستان‌ها در رستوران مادرم کار می‌‌کردم. این شغل به من یاد داد که چطور باید احساسات افراد را درک کنم. زیرا وقتی در چنین شغل‌های خدماتی‌ای مشغول به کار باشی، رویکردهای متفاوتی از افراد را خواهی دید. مردم همیشه خوش‌مشرب یا بداخلاق نیستند. نمی‌توان حدس زد و به جای آن باید یاد بگیری که چطور رفتار مدیریت‌شده‌ای با آنها داشته باشی. این کار به من یاد داد دیگران و شخصیتشان را بهتر مشاهده کنم و یاد بگیرم که چطور باید با هر کس به شکلی متناسب رفتار کنم.

 

13- بهترین توصیه‌ای که شنیده‌اید چه چیزی بوده است؟

از جا برخیز و پیشگام باش. جینا بیانچینی، بنیانگذار برند Ning، در همان اوایل شروع به کارم این توصیه را به من کرد. ما با هم در یک همایش بودیم. او نگاهی به من کرد و گفت: «خب ما اینجاییم. این یعنی قرار است ما جزو پیشگامان کسب‌وکار باشیم. قرار است حسابی خودمان را به دیگران نشان دهیم. اگر تا اینجا آمده‌ایم، پس بیا بیشترین استفاده را از آن بکنیم.»

این توصیه واقعا مرا به فکر فرو برد. زندگی خیلی کوتاه است. وقتی تصمیم می‌گیری کاری را کامل و درست انجام دهی، باید به آن تعهد داشته باشی. تنها روش برای انجام این کار همین است. وگرنه بهتر است اصلا شروعش هم نکنی.

 

14- بدترین توصیه‌ای که شنیده‌اید، چه چیزی بوده است؟

لبخند نزن و با افرادی که از لحاظ سازمانی در سطح بالاتر یا پایین‌تری نسبت به تو قرار گرفته‌اند، ارتباط برقرار نکن. اوایل شروع به کارم شخصی به من گفت که تو خیلی جوانی. وقتی وارد اتاق می‌شوی و در کنار بقیه قرار می‌گیری، سن کمت بیشتر نمایان می‌شود. این بی‌ادبانه‌ترین چیزی بود که تابه‌حال شنیده‌ام. گاهی اوقات وقتی چنین چیزهایی می‌‌شنوی، باید از یک گوش بگیری و از گوش دیگر در کنی، چون این حرف‌ها از کمبودها و مشکلات شخصی همان فرد نشات گرفته‌اند.

 

15- بهترین توصیه‌ای که برای افزایش کارایی فردی دارید، چیست؟

در هر لحظه فقط یک کار انجام بده، اما آن را به بهترین شکل پیش ببر و تا زمانی که تمام نشده است، ادامه‌اش بده. کارهایی را که باید در هر روز انجام دهید، اولویت‌بندی کنید. من از کتاب «کارها را انجام بده»، نوشته دیوید آلن، استفاده می‌‌کنم که در جهت پاکسازی ذهن و ساماندهی آن نوشته شده است.

 

16- اپلیکیشن خاصی برای برنامه‌ریزی کارهایتان دارید؟

بله، من از اپ TeauxDeux استفاده می‌‌کنم. در واقع با این برنامه می‌توانید فهرست کارهایی را که باید هر روز انجام دهید، تهیه و در تمام دستگاه‌های دیجیتالی‌تان همگام‌سازی کنید و داشته باشید.

 

17- تعادل میان کار و زندگی برایتان چه معنایی دارد؟

من خیلی به تعادل صد درصدی باور ندارم. همیشه زندگی آن‌طور پیش نمی‌‌رود که بخواهید همه چیز را در حد تعادل داشته باشید یا انجام دهید. فلسفه من در این مورد این است که در هر لحظه کاری را انجام دهم که بیشترین فایده یا بیشترین لذت را برایم به ارمغان بیاورد.

 

18- چطور از فرسودگی شغلی جلوگیری می‌‌کنید؟

باید انرژی‌تان را مدیریت کنید. مدیریت انرژی حتی از مدیریت زمان هم مهم‌تر است. اگر سال اول حسابی کار کنید و به موفقیت برسید اما در سال دوم حتی دلتان نخواهد از تخت‌خوابتان بیرون بیایید، چه اتفاقی می‌‌افتد؟ دیگر نه تنها رهبر الهام‌بخشی نخواهید بود، بلکه حتی سلامتی‌تان را نیز از دست خواهید داد. یاد بگیرید با سرعت مناسب خودتان پیش بروید. آستانه هر کس متفاوت است. باید خودتان را بشناسید، بدنتان را بشناسید، ریتم زندگی‌تان را درک کنید و سپس مشغول به کار شوید. برای کارآفرینان همیشه خدا کار و مشغله هست. همیشه مشکلاتی وجود دارد که باید حلشان کنید. بزرگ‌ترین مسئولیت شما این است که اولویت‌بندی کرده و انرژی‌تان را برای انجام‌دادن هر کدام از آنها مدیریت کنید.

 

19- زمانی که فکر نابی به ذهنتان نمی‌‌رسد، چه استراتژی‌ای به کار می‌‌برید؟

وقتی در موقعیت نادرستی قرار می‌گیرم، طبیعی است که دیگر ذوق و خلاقیتی از من سر نمی‌‌زند. راه حل این است که از آن موقعیت فاصله بگیرم و خود را به سطح بالاتری برسانم. اگر در سطحی از کار گیر کرده‌اید، به این خاطر است که با نگرش درست به آن مسئله نگاه نمی‌‌کنید. زاویه دیدتان را تغییر دهید تا راه حل‌های خلاقانه‌تری به ذهنتان برسد.

 

20- اکنون مشغول یادگیری چه چیزی هستید؟

دارم یاد می‌گیرم که چطور فکر و خیال کمتری داشته باشم. وقتی در سمت مدیرعامل یک شرکت قرار می‌گیرید، همیشه باید انرژی فوق‌العاده زیادی از خود نشان دهید. این شمایید که باید سرعت کار را مشخص کنید. این شمایید که باید تیم را به سوی کسب هدفی مشترک سوق دهید. اما من دارم یاد می‌گیرم که چطور آرام‌تر باشم و اجازه دهم که اعضای تیمم هم نقش فعالی در ایده‌پردازی‌ها داشته باشند. من باید این فضا را برایشان ایجاد کنم تا هم آنها بتوانند خود را ارتقا دهند و هم من آرامش بیشتری به دست آورم.

 

 

کارولین گاسن،نینا زیپ‌کین/ مترجم: شادی حسن‌پور