چگونه در راستای برندسازی، کتاب بنویسیم؟

چگونه در راستای برندسازی، کتاب بنویسیم؟

 

زمانی که تصمیم به نوشــتن کتــاب می‌گیرید مهم‌ترین گام، زمان گذاشــتن برای انجام کاری است که من آن را تجزیه تحلیل RIC می‌نامم: اولاً ببینید به چه دلایلی می‌خواهید کتاب بنویسید. دوما تأثیری را که می‌خواهید کتاب شــما داشــته باشد در نظر بگیرید. درنهایت توانایی‌هایی را که برای نوشتن کتاب موردنظر خوددارید، می‌خواهید یا نیاز دارید مرور کنید. این سه مرحله نه‌تنها به شما آمادگی می‌دهد تا در فرآیند نوشتن بهتر پیش بروید بلکه این رویکرد به‌طور قابل‌توجهی به شما کمک خواهد کرد تا زمان، پول و انرژی خود را هدر ندهید.

یک RIC در کار خود قرار دهید.

وقتی دلایل نوشتن کتاب مشخص می‌شوند شما نیاز دارید تا روی پیامی که می‌خواهید به اشتراک بگذارید و نحوه دقیق رساندن آن به دیگــران تمرکز کنیــد. مهم‌ترین تأثیری که قبل از نوشــتن باید در نظر گرفت این است که آیا برای حمایت از کتابتــان به‌اندازه کافی مخاطب دارید؟ سپس آیا حقایق و موضوعات مهمی وجود دارند که بخواهید به خوانندگان خود ارائه دهید؟ این حقایق چقدر ارزشمند هستند؟

 این‌ها مهم‌ترین سؤالاتی هستند که شما باید از خود بپرسید و باید پیش از افتادن در مسیر نوشتن کتاب، پاسخ‌های دقیقی برای آن‌ها پیدا کنید. درنهایت، شــما باید توانایی‌هایی را که برای نوشتن کتاب خوددارید یا می‌خواهید داشــته باشید و همچنین چیزهایی را که برای چاپ و نشــر آن نیاز دارید، تجزیه‌وتحلیل کنید. هر نویسنده‌ای باید تعیین کند که چگونه می‌خواهد آن را منتشــر کند. درحالی‌که امروزه خود شخص به‌آسانی می‌تواند اقدام به نشر کتاب کند. ابتدا شما باید با استفاده از استراتژی AAA یک برنامه نشر تهیه کنید: چیدمان، اقدام و سپس آماده‌سازی برای ویرایش.

از درخواست مشاوره نترسید.

 اگر شــما نمی‌توانید پاسخ هرکدام از این سؤال‌ها را بیابید، به خودتان لطف کنید و یک مربی اختیار کنید. من پیش از نوشــتن این کتاب، به موسسه ناپلئون هیل رفتم و از یک نویسنده پرفروش درباره انجام یک کتاب کسب‌وکار تجاری همیشه‌سبز مشاوره گرفتم. اطاعاتی که دریافت کردم بسیار ارزشمند بودند.

اگر من به‌اندازه کافی برای درخواســت کمک متواضع نبودم هرگز نمی‌توانستم اطاعات باکیفیتــی را در کتابم بگنجانم. او دانش خود را از حرفه نویسندگی‌اش در اختیارم قرارداد. درنتیجه من به این شکل از بسیاری مشکات احتمالی جلوگیری کردم زیرا در حوزه‌ای که هیچ تخصصی نداشتم از یک شخص متخصص کمک گرفتم.

 درک ارتباطی خود را ارزیابی کنید.

هنگامی‌که به نوشــتن می‌پردازید، با آوردن کلمات روی کاغذ، سطح موفقیت شــما به یک عنصر کلیدی می‌رسد: آگاهی. برای مثال، اگر شــما رهبری هستید که می‌خواهید یک کتــاب درباره رهبری بنویســید باید دربــاره آنچه می‌خواهید به دیگران آموزش دهید و نحوه قدرتمندسازی کلماتتان کامل آگاهی داشــته باشید. سپس اطمینان پیدا کنید که یک سیستم تکرارکننده برای به دست آوردن این اطاعات ارزشمند دارید.

وقتی مــن کتابم را می‌نویسم، با یک عنوان اصلی مواجه می‌شوم و عنوان‌های فرعی متفاوتی را کــه می‌توانم برای ایجاد فصل‌ها از آن‌ها اســتفاده کنم مشــخص می‌کنم. مقدمه‌ای را در ذهنم می‌آورم که از طریق آن‌یک دید کلی از صحبت‌هایم با خوانندگان را به آن‌ها می‌دهم و مهم‌تر اینکه ارزشمندی آن‌ها را نشان می‌دهم. سپس ساختار کتاب را ۱۰ فصل تنظیم می‌کنم. درنهایت یک بخش نتیجه‌گیری کوتاه درباره عناوینی که بیشــترین تأثیر را داشــته در انتها می‌آورم تــا پیام خود را با خاصه صحبت‌هایم به خوانندگان یادآوری کنم.

آماده‌سازی و آموزش

 مــن می‌دانم که یکی از توانایی‌های فوق‌العاده من، انجام تحقیق و ســپس ارائه آن اطاعات به‌صورت صریح است؛ بنابراین من هر فصل را به تیمم آموزش می‌دهم، سپس آن را ضبط کرده و به‌صورت متن درمی‌آورم. این متن همان چیزی است که من برای شــروع فرآيند اصلاح خود از آن اســتفاده می‌کنم. این فرآیند بسیار کارآمد، سازنده و قابل تکرار است.

کتاب به‌عنوان یک برند

 کتاب شــما ممکن است برای شما پول‌ساز نباشد؛ اما ارزش آن فراتر از پول است. کتاب یک پلت فورم، یک کارت تماس و یک منبع اعتباربخشــی است که به شما اجازه می‌دهد تا برند خود را بســازید. زمانی که شما یک دنبال کننده پیدا می‌کنید که از محتوای متن شما لذت می‌برد، سپس می‌توانید ارزش خود را از طریق رسانه‌های دیگر مانند ویدئو، صوت، وبلاگ و حتی کتاب‌های دیگر به اشتراک بگذارید.

 

دیوید ملتزر