چگونه ترمز نکنید و به‌پیش بروید

چگونه ترمز نکنید و به‌پیش بروید

 

آیا تاکنون اتفاق افتاده که در حال رانندگی دریابید که ترمز اتومبیل تان کار نمی‌کند؟

البتــه! برای همه مــا اتفاق افتاده اســت. اما وقتی می‌فهمیم که ترمزدستی بالاســت- آیا پدال گاز را بیشتر فشار می‌دهیم؟ البته که نه!

ترمزدستی را رها می‌کنیم... و بدون تاش بیشتر، تندتر می‌رویم.

زندگی کردن هم همچون رانندگی ســت. اما متأسفانه بسیاری افراد راه زندگی را با ترمزدستی روان‌شناسی طی می‌کنند. آن‌ها تصویر منفی از خوددارند... یا از وقایع احساسی شدیدی که هنوز از آن‌ها فارغ نشده‌اند رنج می‌برند. آن‌ها برای آمدن از عهده زندگی، در محدوده امنی که برای خودساخته‌اند می‌مانند و وقتی سعی می‌کنند به اهداف خود برسند، این تصاویر منفی و محدوده امن از پیش آماده‌شده تمامی این تصمیم‌های خوب را منتفی می‌کنند- مهم نیست چقدر تلاش کرده‌اند.

آن‌ها را مانع یا باورهای محدودکننده یا گیر می‌نامیم- اما این تصاویر و صدمات گذشــته چیزی نیســتند جز رانندگی با ترمزدستی بالا.

 از سویی دیگر افراد موفق همیشه از محدوده امن خود فراتر می‌روند- نه با اســتفاده از قدرت آرزوی افزایش‌یافته، بلکه با جایگزین کردن باور به خودشــان و تغییر تصویر از خود.  ترمز را رها می‌کنند و فقط همچون یک اتومبیل سریع‌تر می‌روند.

از محدوده امن خود خارج شوید

محدوده امن خود را همچــون زندانی ببینید- زندانی که خودساخته‌اید. این زندان شــامل مجموعه‌ای از نتوانستن‌ها، بایدهــا، نبایدها و دیگر باورهای بی‌اساس از تمــام افکار منفی و تصمیم‌هایی که روی‌هم انباشته‌اید و در طول زندگی خود آن‌ها را تقویت کرده‌اید.

خبر خوب این‌که می‌توانید محدوده امن خــود را تغییر دهید. چگونه؟ به سه روش مختلف: می‌توانید از تصدیق و صحبت مثبت با خود برای تصدیق آنچه می‌خواهید، انجام آنچه که می‌خواهید و قدم نهادن در راهی که می‌خواهید استفاده کنید.

می‌توانید تصاویر درونی قدرتمند و وادار کننده از داشتن، انجام و بودن آنچه که می‌خواهید خلق کنید. به‌سادگی می‌توانید رفتار خود را تغییر دهید. تمامی این سه روش‌ها شمارا از محدوده امن قدیمی‌تان بیرون می‌آورند.

خلق مکرر یک تجربه را متوقف کنید مفهوم مهمی که افراد موفق آن را به‌خوبی درک می‌کنند این است که هرگز به چیزی نمی‌چسبند و گیر نمی‌کنند. همان تجربه‌ها را با انجام همان فکــر، حفظ  همان باورها و گفتن همان کلمات و انجام همان کارها مدام تکرار می‌کنند. اغلب به دیدگاهــی بی‌حدومرز از تقویت یــک رفتار که باعث می‌شود در مارپیچ نزولی گیر کنیم، می‌چسبیم. پیشــروی آن بدین شکل اســت: افکار محدودکننده در ذهن ما تصویری می‌سازند... و آن تصاویر بر رفتار ما حکومت می‌کنند... که به‌نوبه خود آن افکار محدودکننده را تقویت می‌کند.

 این را گره صحبت بی‌پایان با خود می‌نامند تا وقتی‌که از شــرایط کنونی خود شــکایت می‌کنید، ذهنتان بر آن تمرکز خواهد کرد. با صحبت کردن، فکر کردن و نوشــتن مداوم درباره چگونگی بودن چیزها، دائم همان راه‌های عصبی را در ذهن خود تقویت می‌کنید که به همان‌جایی می‌رسند که امروز هستید. شما مدام همان ارتعاشات را منعکس می‌کنید که همان افراد وهمان شرایط را که پیش‌تر خلق کرده بودید، جذب می‌کنند.

به‌منظور تغییر این چرخه بایــد بر فکر کردن، صحبت کردن و نوشتن در مورد واقعیت جدیدی کــه می‌خواهید خلق کنید، تمرکــز کنید. باید ناخودآگاه خود را زیر سیل افکار، تصاویر و اعمالی ببرید که با واقعیت مطلوبتان هماهنگی دارد. سپس به‌جای نتایج از پیش تعیین‌شده توسط چرخه بی‌پایان شک و صحبت با خود تقویت‌شده، آزاد خواهید بود که اهداف خود را بااراده و اعتمادی جدید دنبال کنید.

اگر رها کردن ترمز کاری ســت که باید انجــام دهید، بدانید که انجام آن به‌تنهایی دشــوار است. ما نیاز به تأثیرات خارجی داریم تا از میان‌بر روش فکری و رفتاری بگذریم که در بازسازی باورها و آزاد کردن احساسات سرکوب‌شده و ارتباط با خود حقیقی خود کمکمان می‌کند. دو روش قدرتمنــد برای انجام این کار آموزش آگاهی گروهی و درمان هســتند. اگر قرار بود سطح باورنکردنی موفقیت خود را به هر چیزی نســبت دهم، صدها سمینار ارتقای شخصی را نام می‌برم که در این ۴۰ سال در آن‌ها شرکت کرده‌ام.

اگر دریافته‌اید که همان نتایج و سناریو و تجربه و چرخش بی‌پایان نرســیدن بــه آنچه را که می‌خواهید، دوباره تکرار می‌کنید، به شما کمک می‌کنم که چگونه از ایــن مارپیچ نزولی خاص شــوید. درواقع، یکی از مهم‌ترین کارهایی که برای شرکت‌کنندگان در برنامه آموزش هفتگی میان بری به موفقیت انجام می‌دهم این اســت که به آن‌ها کمک می‌کنم موانعی را که بر رفتارهایشان حکومت می‌کنند، شناسایی کنند- سپس آن موانع را با افکار، گرایش‌ها و رفتارها و باورها و الگوهای جدید جایگزین کنند.  البته صدها نفر و صدها ســازمان در سراسر دنیا هستند که ســمینار برگزار می‌کنند. برخی بهتر از دیگران هستند و به تجربه من، حدود ۲۰درصد از آن‌ها شایسته و مؤثر هستند.

وب‌سایت آنان را ببینید و با آنان صحبت کنید، در گردهمایی‌های آنان شرکت کنید و ســپس در مورد این‌که کدام‌یک را درست‌تر احساس می‌کنید تصمیم بگیرید. تأثیر آن روی تمامی زندگی‌تان باورنکردنی خواهد بود.

 

جديدترين يادداشت جك كنفيلد، نويسنده كتاب سوپ جوجه براي روح