در سازمانها، مدیران و رهبران همواره در جستجوی راههایی برای افزایش بهرهوری و بهبود عملکرد سازمانها هستند. یکی از روشهای نوین و مؤثر در این راستا، کواکتیو کوچینگ است. این روش کوچینگ بر پایه همکاری فعال میان کوچ و مراجع بنا شده و در آن، فرآیند رشد و تحول سازمانی از طریق مشارکت مشترک به دست میآید. با توجه به نیاز سازمانها به تغییرات مستمر در دنیای کسبوکار، این روش به ویژه در سازمانهایی که به نوآوری و بهبود پایدار توجه دارند، بسیار کارآمد است.
کواکتیو کوچینگ یک رویکرد مربیگری است که بر اساس همکاری و تعامل دوطرفه بین کوچ و مراجع استوار است. در این روش، کوچ به عنوان یک راهنما و مربی عمل میکند، اما تمام تصمیمات و اهداف توسط خود مراجع تعیین میشود. این نوع کوچینگ به رشد فردی و سازمانی از طریق بهبود تواناییها و افزایش آگاهی کمک میکند. این روش به سازمانها این امکان را میدهد که علاوه بر ارتقاء مهارتهای فردی، روابط و همکاریهای تیمی را بهبود بخشند. همچنین، از آنجا که در این فرآیند، تعامل و بازخوردهای مثبت از سوی کوچ و مراجع برقرار میشود، درک بهتری از نیازها و چالشهای سازمانی حاصل میشود.
سازمان:
سازمانها در حالت کلی به دو دستهٔ دولتی و خصوصی تقسیم میشوند که از دیدگاه چند نظریهپرداز به تعریف آن میپردازیم.
از دیدگاه کلک و کورن برگر: سازمانها هویت انسانها را در چهارچوبی از نقشها، گزارشها و رویهها میگنجانند.
از نظر اشتر و نورث کرفت: دو توانمندی اصلی سازمانها افزایش کارایی و اثربخشی است. سازمانها میتوانند با ترکیب استعداد و تلاش افراد بسیار، به هدفها و مأموریتهای مهمی دست پیدا کنند که دور از دسترس فرد قرار دارند.
از دیدگاه رابینز و جاج: سازمان یک واحد اجتماعی متشکل از دو نفر یا بیشتر است که بهصورت نسبتاً پیوسته برای دستیابی به یک یا چند هدف مشترک فعالیت میکنند.
سازمانها برای رشد و پیشرفت نیاز به ابزارهایی دارند که بهرهوری و کارایی را افزایش دهند. کواکتیو کوچینگ یک رویکرد نوین است که به جای راهحلهای آماده، افراد را توانمند میسازد تا خودشان مشکلاتشان را حل کنند. این روش، ارتباطات تیمی را تقویت میکند و انگیزه، رهبری و بهرهوری را به طرز چشمگیری ارتقا میدهد. در این بخش، با هم نگاهی میاندازیم به مزایای شگفتانگیز کواکتیو کوچینگ و چگونگی تأثیر آن بر عملکرد سازمانها.
یکی از بزرگترین چالشهای سازمانهای مدرن، ضعف در ارتباطات داخلی و هماهنگی میان اعضای تیم است. کواکتیو کوچینگ به بهبود این وضعیت کمک میکند. در این روش، ارتباطات میان مدیران و کارکنان بهطور مستمر تقویت میشود و فضایی برای تبادل نظر، بیان دغدغهها و پیشنهادات ایجاد میشود. این تعاملات بیشتر و شفافتر، موجب میشود که اعضای تیم به راحتی نظرات خود را ابراز کرده و نظرات دیگران را با دقت بیشتری بشنوند. همچنین، از آنجا که کوچینگ به مدیران یاد میدهد که چگونه فضایی حمایتی و باز برای کارکنان خود فراهم کنند، همکاری میان اعضای تیم بهبود یافته و در نتیجه، عملکرد تیمی در پروژههای مشترک به طور قابل توجهی افزایش مییابد. این روابط مستحکمتر به تحقق اهداف سازمانی کمک کرده و فرآیندهای کاری را روانتر و سریعتر میکند.
انگیزه کارکنان عامل کلیدی در افزایش بهرهوری است. کواکتیو کوچینگ با فراهم کردن فرصتی برای کارکنان به منظور شناسایی اهداف شخصی و شغلی خود، آنها را در مسیر دستیابی به اهداف خود هدایت میکند. این فرآیند نه تنها موجب شفافیت بیشتر در اهداف میشود، بلکه اعتماد به نفس کارکنان را تقویت کرده و احساس مسئولیت در قبال موفقیتها و شکستها را ایجاد میکند. در نتیجه، کارکنان احساس میکنند که از حمایت و راهنمایی لازم برای پیشرفت برخوردارند، که این امر باعث ارتقاء انگیزه در آنها میشود. هنگامی که کارکنان از اهداف خود آگاهی دارند و بهطور مداوم از کوچینگ برای رسیدن به این اهداف استفاده میکنند، بهرهوری فردی و گروهی به طرز چشمگیری افزایش مییابد. این انگیزه باعث میشود که تیمها در پروژهها مشارکت بیشتری داشته و تلاش بیشتری برای رسیدن به نتایج مطلوب به کار ببرند.
رهبران سازمانها همیشه با تصمیمات چالشبرانگیز مواجه هستند که نیاز به دقت بالا و تجزیه و تحلیل استراتژیک دارند. کواکتیو کوچینگ به مدیران کمک میکند توانمندیهای رهبری خود را تقویت کنند و در مواجهه با شرایط دشوار، بهترین تصمیمات را بگیرند. این روش به مدیران میآموزد که به جای تمرکز بر دستورات مستقیم، از روشهای انگیزشی و حمایتکننده برای هدایت تیمها استفاده کنند. در نتیجه، توانایی آنها در تصمیمگیری استراتژیک افزایش مییابد و در مواجهه با بحرانها یا تغییرات بازار، تصمیمات مؤثری بگیرند که به نفع سازمان و افراد تیم نیز باشد. کواکتیو کوچینگ به رهبران این امکان را میدهد که با تفکر باز و انتقادی، دیدگاههای مختلف را بررسی کرده و تصمیمات جامعتری بگیرند.
این روش به مدیران و کارکنان این توانایی را میدهد که به سرعت به تغییرات پاسخ دهند و خود را با نیازهای جدید وفق دهند. با داشتن این ویژگی، سازمانها قادر خواهند بود که در مواجهه با بحرانها یا تحولات بازار، بهسرعت استراتژیهای جدیدی بچینند. با وجود کوچینگ افراد در سازمانها احساس امنیت بیشتری دارند و این اعتماد به نفس باعث میشود که آنها در شرایط بحرانی با دید بازتری عمل کنند. در نتیجه، سازمانها با آمادگی بیشتر و انعطافپذیری بالا در دنیای پیچیده کسبوکار امروزی به موفقیت دست خواهند یافت.
اجرای کواکتیو کوچینگ تغییرات عمیقی در فرهنگ سازمانی ایجاد میکند. با ترویج همکاری و اعتماد در تیمها، این روش به تدریج باعث تغییراتی مثبت در نحوه تعامل افراد با یکدیگر میشود. فرهنگ سازمانی به سمت بازخوردهای سازنده، تبادل ایدهها و احترام متقابل هدایت میشود. همچنین، در این فضا، افراد احساس میکنند که تواناییهای آنها شناخته شده و از آنها برای بهبود عملکرد سازمان استفاده میشود. این فرهنگ جدید موجب میشود که کارکنان برای حل مشکلات و رسیدن به اهداف مشترک بیشتر با یکدیگر همکاری کنند. در نهایت، این تغییرات در سطح فردی و گروهی باعث بهبود ساختار داخلی سازمان و تعاملات بین مدیران و کارکنان میشود، که خود منجر به عملکرد بهتر و نتایج بلندمدت میگردد.
کوچینگ سازمانی
در کوچینگ سازمانی کل سازمان بهعنوان یک شخص در نظر گرفته میشود و هدف نهایی کوچینگ سازمانی این است که روی تمام ابعاد زندگی مدیران و کارکنان تأثیرگذار بوده و باعث بهبود زندگی فردی همهٔ منابع انسانی گردد.
چراکه اگر زندگی فردی مدیر، سرپرست گروه و یا تکتک پرسنل در حالت توازن نباشد و درگیر دغدغههای فکری و نابسامانی ذهنی باشند بر روی عملکرد افراد تحت سرپرستی خود نیز تأثیر منفی گذارده و این مسئله باعث کاهش میانگین عملکرد سازمان میگردد.
کوچ سازمانی بر روی مهارتهای افراد تمرکز کرده و با توجه به اهمیت مهارتهای تکتک اعضای سازمان سعی میکند که در مسیر کسب دانش و مهارت گام برداشته شود.
با توجه به اهمیت روابط بین سازمانی ارتباطات فرد با سازمان و اعضای سازمان با یکدیگر نیز موردتوجه قرارگرفته و جزء برنامهٔ آموزشی قرار میگیرد.
گرایشهای کوچینگ
وقتیکه کوچ بنا به درخواست مراجع بهصورت تخصصی به موضوعی میپردازد، آن موضوع گرایش نامیده میشود.
مانند: کوچینگ کسبوکار، کوچینگ عملکرد، کوچینگ اجرایی، کوچینگ رهبری، کوچینگ سلامت، کوچینگ رشد فردی و غیره.
کوچینگ عملکرد:
نتیجهٔ این نوع از کوچینگ افزایش میزان کارایی و موفقیت سازمان و افزایش سودآوری میباشد که از طریق رشد مهارتهای شغلی مدیران و کارکنان یک سازمان صورت میپذیرد که در این میان ارتقاء جایگاه شغلی آنان نیز حاصل میگردد.
برای اینکه این روش واقعاً به نتایج چشمگیر برسد، باید به درستی پیادهسازی شود. این فرآیند، مثل یک نقشه راه، مسیر پیشرفت سازمان و تیمها را هموار میکند. در این بخش، مراحل کلیدی اجرای کواکتیو کوچینگ را بررسی میکنیم تا بدانید از کجا شروع کنید و چگونه این ابزار قدرتمند را به بهترین شکل ممکن در سازمان خود به کار بگیرید.
اولین قدم برای موفقیت در کواکتیو کوچینگ، طراحی یک برنامه دقیق و هوشمندانه است. این برنامه باید بهطور کامل با اهداف سازمان همراستا باشد. در این مرحله، مهم است که نیازهای واقعی کارکنان و چالشهای سازمانی شناسایی شود. یک برنامه خوب، باید اهداف کوچینگ را مشخص کند، همچنین باید راهکارهایی عملی و قابل اجرا برای رسیدن به این اهداف ارائه دهد. این مرحله مانند نقشهای است که هر فرد در سازمان را بهطور هماهنگ به سوی هدف مشترک هدایت میکند.
هیچچیز بدون هدف مشخص پیش نمیرود! بنابراین، پیش از آغاز فرآیند کوچینگ، باید اهداف دقیق و قابل اندازهگیری تعیین شود. ارزیابی نیازهای سازمان و شناسایی مشکلات اصلی نقشه راه کوچینگ را روشنتر میکند. به این ترتیب، کوچها استراتژیهایی طراحی میکنند که دقیقاً به رفع چالشها و دستیابی به اهداف سازمان کمک کنند. این گام نه تنها برای موفقیت کوچینگ، بلکه برای رشد کلی سازمان حیاتی است.
انتخاب کوچهای مناسب تعیینکنندهترین عامل در موفقیت یا شکست یک فرآیند کوچینگ است. کوچها باید مهارتهای ارتباطی بسیار قوی داشته باشند و توانایی ایجاد فضایی امن و حمایتی برای شرکتکنندگان داشته باشند. آنها باید با چالشها و نیازهای سازمان آشنا باشند تا بتوانند جلسات مؤثری برگزار کنند. اما فقط انتخاب افراد مناسب کافی نیست؛ آموزشهای مستمر برای ارتقاء مهارتهای کوچها ضروری است. این آموزشها باعث میشود که کوچها همواره با روشها و تکنیکهای جدید به روز باشند و توانایی هدایت مؤثر جلسات را داشته باشند.
پس از آغاز فرآیند کوچینگ، نظارت بر پیشرفت و ارزیابی اثربخشی آن مهمترین بخش است. این نظارت به شما این امکان را میدهد که نتایج واقعی کوچینگ را بسنجید و فرآیند را در صورت نیاز اصلاح کنید. ارزیابی مداوم شامل دریافت بازخورد از کارکنان، تحلیل پیشرفتهای فردی و گروهی، و بررسی تأثیرات کوچینگ بر عملکرد سازمان است. با این دادهها قدرت گرفتن تصمیمات هوشمندانهتری دارید و مطمئن شوید که کوچینگ به سمت اهداف مورد نظر سازمان هدایت میشود.
آموزش کارکنان با تعامل خود آنان در حین انجام کار میباشد و درصورتیکه در فرهنگ سازمانی جایگاه تعریفشدهای به خود اختصاص دهد به رشد و ارتقاء کل سازمان منجر میگردد.
تفاوت تیم با گروه:
تیم دنبال هدف مشترک است درحالیکه در گروه هریک از اعضاء هدف خاص خود را دنبال میکند. کوچ سازمانی در تلاش است که گروه را به تیم تبدیل نماید.
تنها جلسهای که سوءتفاهم در آن پیش نمیآید جلسهٔ کوچینگ است چراکه کوچ صرفاً آیینهٔ مراجعین میباشد.
ابزارهایی که در جلسه کوچینگ مورداستفاده قرار میگیرد
یک کوچ حرفهای در جلسات کوچینگ باید مجهز به ابزارهایی چون شنیدن مؤثر، طرح سؤالهای قدرتمند، دادن بازخورد مؤثر و تشویق و قدردانی باشد تا بتواند به هدف نهایی که رشد و تعالی کوچی میباشد برسد.
جایی که صحبت از کوچینگ سازمانی به میان میآید این سؤال مطرح میگردد که آیا افراد تمایلی به تغییر دارند؟
معمولاً انسانها با توجه به قانون ایستایی، در مقابل تغییر مقاومت میکنند و این در سازمانهایی که بهصورت گروهی کار میکنند و علاقهٔ قلبی و تعلقخاطر به سازمان ندارند بیشتر به چشم میخورد.
خودآگاه سازمانی:
در سازمانها محیط، رفتار، لباسی که پرسنل بر تن دارند فعالیت آن سازمان را به نمایش میگذارد. سه مورد فوق خودآگاه سازمانی نامیده میشود.
ناخودآگاه سازمانی:
ناخودآگاه سازمانی، دستورالعملها، تعیین روند، روش اجرایی، ساختار سازمانی، ارزشها و باورهای حاکم بر سازمان و نیز خطمشی و هویت و رسالت سازمان میباشد.
بر اساس آموزههای یونگ و نظریات خانم پیرسون میتوان دریافت که روان سازمان ریشهایترین عامل تأثیرگذار در فرهنگ و درنهایت رفتارهای سازمانی است.
یک کوچ موفق علاوه بر زیر نظر گرفتن خودآگاه سازمان میبایست بر ناخودآگاه سازمان نیز اشراف داشته باشد تا بتواند بر اعضای سازمان تأثیرگذار باشد.
هنگام بازسازی سازمان، خلق فرهنگ جدید، رسیدن به نتایج خاص، رد شدن از بحران و اضافه نمودن فرآیند جدید، کوچینگ سازمانی نقش مهمی ایفا مینماید.
میزان اهمیت استخدام کارکنان توانمند
با توجه به اینکه کلیه عملیات اجرایی توسط کارکنان سازمانی انجام میپذیرد (فارغ از توانایی مدیر در سیاستگذاری و تعیین استراتژی و اهداف و ...) نحوه عملکرد کارکنان بسیار حائز اهمیت است چراکه یک مجری نالایق میتواند کل برنامهریزی و هدف مدیریت را از ارزش و اعتبار ساقط نموده و بیارزش جلوه دهد.
پیتر دراکر:
«هیچ سازمانی نمیتواند کاری بیش از توانایی کارکنانش انجام دهد»
پس از مرحلهٔ انتخاب و استخدام کارکنان بایستی به حفظ و نگهداری منابع انسانی پرداخت و یکی از عوامل مهم حفظ منابع انسانی در سازمانها درک رفتار آنهاست.
سایمون سینک دراینباره میگوید:
صد درصد مشتریان انسان هستند، صد درصد کارمندان نیز انسان هستند، اگر انسانها را درک نکنید، کسبوکارتان را درک نکردهاید.
وظیفهٔ یک کوچ سازمانی این است که بهدرستی به کوچی توجه کرده و سپس او را حمایت نماید.
مسترمایند:
یکی از مشکلاتی که این روزها انسانها به علت بمباران اطلاعاتی و دغدغههای فکری بیشمار در معرض آن قرار میگیرند، عدم تمرکز و گم کردن ارزشها، نداشتن قدرت و انرژی کافی برای رویارویی با چالشهای زندگی و ادامه دادن مسیر تحقق رؤیاهاست.
روانشناسان برای مقابله با این موضوع ابزارهای متفاوتی ارائه کردهاند که بهرهگیری از آنها میتواند به افزایش قدرت و نیروی تمرکز کمک کند.
ازجمله این ابزارها، مدیتیشن (مراقبه) و تشکیل گروههای مسترمایند میباشند.
گروههای مستر مایند گروهی از افراد هستند که برای دستیابی به نتایج بهتر و عملیتر با هدف مشترک که موفقیت کلیهٔ اعضای گروه میباشد تشکیل میگردد.
در این گروهها افراد دور هم جمع میشوند و در جلسات خود به صحبت کردن حول چالشهای هر فرد و حمایت فکری افراد از یکدیگر میپردازند.
شعار مسترمایند:
ما در کنار یکدیگر بیشتر میدانیم و میتوانیم انرژی بیشتری را در مقایسه با هر فرد تنها، متمرکز کنیم. در این گروهها انرژی بهصورت هدفمند بر روی تلاشهای فردی متمرکز میگردد.
یکی از کارهای ضروری که کوچ سازمانی ملزم به اجرای آن میباشد تشکیل گروههای مسترمایند است که در این گروهها سؤالات زیر مطرح میگردد:
- دیروز چهکار کردی؟ - امروز میخواهی چهکاری انجام دهی؟ - من چه کمکی میتوانم بکنم؟
یکی دیگر از کارهایی که کوچ سازمانی میبایست انجام دهد، شنیدن مشترک است.
یک کوچ سازمانی با بهکارگیری مهارتهای شنیدن مؤثر، سؤالات قدرتمند و بازخورد مؤثر میتواند گروه را به تیم تبدیل کند.
الف) احترام ب) کلیت یا تمامیت فرد ج) تعالی د) همکاری
الف) احترام: همانگونه که میدانید انسانها ارزش ویژهای برای احترام به خود قائل میباشند. بسیاری از افراد در سازمانی که حقوق و دستمزد بالایی دریافت میکنند اما شأن انسانی آنها نادیده گرفته میشود به همکاری ادامه نداده و بالعکس در سازمانی که درآمد کمتری برایشان ایجاد میگردد ولی شأن انسانی آنها محترم شمرده شده به همکاریهای طولانیمدت تری ادامه میدهند. درنتیجه یک کوچ حرفهای قبل از هرچیز میبایست احترام مراجع را حفظ نماید.
ب) کلیت یا تمامیت فرد: کوچ باید به مراجع بهعنوان یک انسان توجه نماید یعنی از نظر روحی، جسمی، عاطفی و سایر ابعاد وجودی توجه لازم را بنماید و صرفاً بر مشکل یا مسئلهٔ مراجع تمرکز نداشته باشد.
ج) تعالی: همواره رشد فردی و رشد در کسبوکار مراجع هدف اصلی کوچ بوده و در این راه از هیچ تلاشی فروگذار ننماید.
د) همکاری: همکاری یکی از اصول مهم در کوچینگ و بالأخص کواکتیو کوچینگ میباشد. در این زمینه شعار کوچینگ این است. «تنها تو میدانی ولی تنها نمیتوانی»
جهت همکاری صمیمانهتر کوچ بهتر است از طوفان فکری بهره گرفته شود.
کوچ سازمانی یک آرمان مشترک برای تیم تعریف مینماید که این آرمانها در طول زمان ممکن است تغییر یابند.
محیط امن:
محیط امن با پذیرش، عدم قضاوت، عمیق و محترمانه گوش دادن، توجه و حمایت صادقانه و همچنین همدلی به وجود میآید.
مشکلاتی که ممکن است در سازمان به وقوع بپیوندد و راهحل آنها بهاختصار در زیر به نمایش درمیآید.
ایرادات | راهحلها |
ساختار سازمانی | تغییر چارت سازمانی |
فرهنگ (کارگروهی) | فرهنگ (کار تیمی) |
عدم وصول به نتایج موردنظر | هدفگذاری، برنامهریزی، اقدام |
بحران | سریعترین و بهترین تصمیم برای خروج از شرایط بحران |
همانگونه که مستحضرید در دورهٔ حاضر مشغلهٔ افراد جامعه که مدیران، کارکنان و والدین را نیز در بر میگیرد بهشدت افزایشیافته و این امر موجب به هم خوردن توازن در چرخ زندگی شده است که نتیجهٔ آن نارضایتی، افسردگی، بروز اختلافات خانوادگی، بالا رفتن آمار طلاق، افزایش بیماریها، ضعف در ارتباطات معنوی و عاطفی و غیره گردیده است.
مرتفع کردن این نیاز نیز همچون سایر موارد از کشورهای اروپایی، آمریکایی، آغاز شد و در سالهای اخیر صاحبان کسبوکار، مدیران اجرایی و سایر افراد پیشرو در جامعهٔ ایران نیز احساس نیاز به کوچ را در خود احساس کرده و این صنعت پا به عرصهٔ رشد گذاشته است.
کوچینگ سازمانی میتواند ارتباطات مدیران با کارمندان را تصحیح نماید. با وجود فشارهای زیادی که مدیران برروی کارمندان وارد میکنند کارایی کارمندان کاهش مییابد و آمار ترک کار در سازمانها افزایش مییابد.
کوچینگ سازمانی با ارتقاء سطح مدیریتی به مدیران یاد میدهد که چگونه با کارکنان خود برخورد نمایند تا کارمندان به کار خود علاقهمند شده و با رضایت کامل مسئولیت خود را انجام دهند.
با توجه به دستاوردهای کوچینگ سازمانی که در زیر عنوان میگردد اهمیت این امر بر هیچکس پوشیده نیست:
افزایش انگیزه کارکنان اعم از تیم، گروه و فرد 2. همسو کردن گروه یا تیم با اهداف سازمان 3. افزایش شفافیت در سازمان 4. افزایش سلامت کاری در سازمان 5. افزایش صمیمیت بین اعضای سازمان 6. افزایش سودآوری سازمان
اگرچه کواکتیو کوچینگ به عنوان یک ابزار قدرتمند برای بهبود عملکرد سازمانها شناخته شده است، اما مانند هر فرآیند دیگری، پیادهسازی آن در سازمانها با چالشها و موانع خاص خود همراه است. از مقاومت در برابر تغییرات گرفته تا نیاز به تغییر نگرشهای مدیریتی و تخصیص منابع مناسب، موانع مختلفی وجود دارند که اجرای موفق این روش را تحت تأثیر قرار میدهند. در این بخش، به بررسی این چالشها و موانع خواهیم پرداخت و نشان خواهیم داد که چگونه بر این مشکلات غلبه کنید تا کواکتیو کوچینگ بهطور مؤثر در سازمانها پیادهسازی شود.
یکی از اصلیترین موانع در پیادهسازی کواکتیو کوچینگ، مقاومت در برابر تغییرات است. بسیاری از کارکنان و حتی مدیران، نسبت به روشهای جدید، بهویژه روشهایی که بر مشارکت و همکاری تأکید دارند، مقاومت میکنند. این نگرشهای قدیمی که به روشهای سنتی مدیریتی وابسته هستند، پیشرفت فرآیند کوچینگ را کند میکند. این مقاومت به ویژه زمانی محسوستر است که فرهنگ سازمانی به اندازه کافی انعطافپذیر نباشد. برای اجرای موفق کواکتیو کوچینگ، لازم است که فرهنگ سازمان به گونهای تغییر کند که پذیرش این فرآیند را تسهیل کند. به عبارت دیگر، باید فضایی ایجاد شود که کارکنان و مدیران احساس کنند که تغییرات به نفع آنهاست و نه تهدیدی برای موقعیت یا ساختار فعلی. این تحول فرهنگی نیاز به آگاهیرسانی، آموزش و تغییر نگرشها دارد تا همه اعضای سازمان در مسیر یک تغییر مثبت و مداوم حرکت کنند.
برای اینکه کواکتیو کوچینگ بهطور مؤثر در سازمان پیادهسازی شود، تغییر نگرشهای مدیریتی و رهبری ضروری است. مدیران باید به این باور برسند که کوچینگ یک ابزار قدرتمند برای بهبود عملکرد و توسعه فردی است، نه تنها ابزاری برای اصلاح رفتار. این تغییر دیدگاه شامل پذیرش این واقعیت است که کوچینگ میتواند به مدیران در تصمیمگیری بهتر، ایجاد انگیزه در تیمها، و ایجاد یک محیط کاری پویا و سازنده کمک کند. رهبران باید آماده باشند تا از روشهای سنتی هدایت به سمت یک رویکرد حمایتی و توانمندسازی تغییر مسیر دهند. در این فرایند، رهبران نه تنها باید مهارتهای کوچینگ را یاد بگیرند، بلکه باید به عنوان الگوهای مثبت برای دیگران عمل کنند و رفتار خود را با این رویکرد هماهنگ کنند.
برای پیادهسازی مؤثر کواکتیو کوچینگ، سازمانها نیاز به تخصیص منابع و زیرساختهای مناسب دارند. این منابع شامل زمان، هزینهها و آموزشهای لازم برای کوچها است. هرچند که ممکن است در ابتدا هزینههای مرتبط با آموزش و آمادهسازی کوچها زیاد به نظر برسد، اما این سرمایهگذاری در درازمدت باعث بازگشت قابل توجهی خواهد شد. برای اینکه کوچینگ به طور مؤثر انجام شود، سازمان باید ابزارهای مناسب برای برگزاری جلسات، ارزیابی پیشرفت و پیگیری تأثیرات کوچینگ را فراهم کند. بدون این منابع و زیرساختها، حتی بهترین برنامههای کوچینگ نیز ممکن است با شکست مواجه شوند. بنابراین، برنامهریزی دقیق و تخصیص بودجه کافی برای این فرآیند ضروری است تا اطمینان حاصل شود که کواکتیو کوچینگ در سازمان به بهترین شکل ممکن پیادهسازی و اجرا خواهد شد.
نویسنده: سرکار خانم بیتا مهدویه از دانش پذیران دوره سوم تربیت کوچ حرفهای کسب و کار ویدان